آخرین اخبار : 

سازمان ایلی

سازمان ایلی شاهسون‌ها

طوایف شاهسون از یک سلسله مراتب تشکیل یافته بود. بدین صورت که خاندان‌های ایل بیگ و تعدادی دیگر نسب مشترک خود را به ینصرپاشا جد بدرخان رسانده و خود را طوایف “بیگ زاده” می‌خواندند. دیگر طوایف رعیت یا “هامپا” یا همپا نامیده می‌شدند. هر طایفه بیگ زاده نیز از دو طبقه تشکیل می‌شد. اعضای خاندان حاکم، هسته مرکزی طایفه به شمار می‌رفت. این طبقه نام نیای طایفه را بر خود داشت. انتصاب از سوی حکومت، مالکیت بر مراتع و منسوبیت به جد اعلای طایفه ابزار حاکمیت این طبقه بود. طبقه بیگ زاده عده‌ای نوکر به خدمت داشت. طبقه بیگ زاده مالیات نمی‌پرداخت، تن به کار نمی‌داد و مالک همه چیز به شمار می‌رفت. در برخی از طوایف شمار این طبقه بیش از نصف جمعیت طایفه بود.

شاهقلی پاشا، ینصر پاشا و طوایف بیگ زاده

در سال‌های پایانی قرن نوزدهم سه فقره گزارش درباره تاریخ طوایف شاهسون دشت مغان و سر دودمان‌های آنان انتشار یافت که عبارتند از:

– گزارش سرهنگ ای. آ. اگرانوویچ کمیسر سرحدی روسیه در امور شاهسون‌ها

-گزارش گوستاو راده طبیعی دان آلمانی.

-سومین گزارش از مارکف نماینده سیاسی روسیه.

هر سه شخص فوق گزارش‌های مشابه و در برخی موارد با تناقضات، از ماهیت سر دودمان شاهسون‌ها ارائه می‌دهند ولی در هر سه مورد نام ینصرپاشا سر دودمان اولیه ایلات شاهسون مهاجر از آناتولی به دشت مغان به چشم می‌خورد.

در نسخه‌ای از تحفه شاهی (۱۷۱۶م/۱۰۹۴ ه. ش) نوشته میرزا محمد حسین مستوفی الممالک عنوان شده‌است که ینصرپاشا پسر شاهقلی پاشا است. شاهقلی پاشا سنی مذهب و از بزرگان مملکت عثمانی بوده که نزاع بر سر مسائل سیاسی و قدرت طلبی وی در قبال شاه عثمانی او و طوایفش را به پناهندگی به مملکت ایران روانه کرد. به عقیده وی شاهقلی پاشا در اردبیل وفات یافته و در صحن بقعه صفویان به خاک سپرده شده‌است. (سنگ قبر او در کنار درب بیرونی صحن با نام حکاکی شده “ابوالقاسم بیگ بن شاهقلی بیگ” نمایان است.(

اگرانوویچ می‌نویسد ینصرپاشا در ناحیه خوی , در نزدیکی دریاچه ارومیه، زندگی کرد و سر انجام در همانجا نیز در گذشت. پس از مرگش، شش پسر به نام‌های قوجا، بنده علی، پلات، دمیرچی، ساری خان، و نوروز علی از او باقی ماند. پسران ینصر که هر کدام طایفه‌ای را تحت ریاست داشتند، پس از مرگ پدر از یکدیگر جدا شدند و نام آنان بر این طوایف گذاشته شد. بعدا از این طوایف شعبات کوچکتری پدید آمد. تبارنامه پسران ینصر پاشا و طوایف تابعه آنان که بعدها اکثریت طوایف شاهسون در سراسر کشور زیر مجموعه ویا همپیمان این طوایف بودند، در الگوی تبارنامه زیر (با کمی تناقض با برخی منابع) آورده شده‌است:

Snapshot_2013-10-09_010642

گوستاو راده و مارکف هر دو بر آنند که گروهی از ابواب جمعی ینصر پاشا به هنگام ورود به قلمرو ایران از او جدا شده و به اذن شاه به خراسان کوچیدند.

راده می‌نویسد که کورت بیگ (قورت بیگ) یکی از روسای متنفذی بود که همراه ینصرپاشا به ایران آمد. کورت بیگ سه پسر داشت. نام طایفه قوزاتلو از نام یکی از پسران او گرفته شده‌است. تعدادی از طوایف تابع کورت بیگ از او جدا شده و به اراک کوچیدند. همزمان با ینصر پاشا طوایف شاملو (اینانلو، بیگدلو) نیز وارد ایران شدند.

طوایفی که از کورت بیگ، اینانلو و بیگدلو منشعب شدند عبارتند از:

طوایف وابسته به قورت بیگ: تالش میکائیلو، خلیفه‌لو، مغانلو، اودلو، مرادلو.

طوایف وابسته به اینانلو: پیرایواتلو، کلاش، کورعباسلو، گیکلو، یورتچی، دورسون خوجالو

طوایف وابسته به بیگدلو: اجیرلو، حاجی خوجالو، یئدی ایماق، عربلو، چاکرلو و قبادلو.

اما در گزارش مارکف از سه نوه ینصرپاشا به نام‌های ساری خان بیگ، بید علی بیگ و قوجا بیگ طوایف زیر بوجود آمدند:

ساری خان بیگلو – بید علی بیگ لو – قوجابیگلو

گزارش آقا بزرگ ابراهیمی

آقا بزرگ ابراهیمی از افسران بازنشسته ارتش در امور شاهسون‌ها می‌نویسد

“نسب ایل بیگ‌های شاهسون و عموزادگان بیگ زاده آن‌ها شامل قوجابیگلو، عیسی بیگلو، مستعلی بیگلو، رضا بیگلو، ساری خان بیگلو و بالا بیگلو به شخصی به تام امیر ارسلان می‌رسد. وی در حوالی سال(۱۵۰۰م / ۸۸۰ ه. ش) به همراه قبیله اش در ناحیه ساری قامیش واقع در آناتولی شرقی می‌زیست. مهاجرت این طوایف به توسط سلطان محمد استاجلو برادر زاده شاه اسماعیل بوده‌است. دیگر خاندان ایل بیگ‌ها به سروانلار (ساربان‌ها) معروف بودند. احتمالا خاندان سروانلار به خاطر واقع شدن موطن شان (ساری قامیش) در میانه جاده ابریشم که از ترابوزان تا زاهدان امتداد داشت، شتر کرایه می‌دادند.”

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *