آخرین اخبار : 

صفویه

صفویه و شاهسون

در اواخر قرن شانزدهم میلادی پس از این که بیشتر تیره‌های سنی و شیعه خود را از زیر سلطه ظالمانه امپراطوری عثمانی نجات بخشیده و به ایران پناهنده شدند، یون سور پاشا هم به منظور کسب اجازه در مورد آوردن قبیله اش به ایران به نزد شاه عباس آمده مه مورد موافقت شاه عباس قرار گرفت و شاه عباس به آن‌ها آزادی انتخاب محل داد که این قبایل، دشت مغان (مرکز ایل شاهسون امروزی) را انتخاب کردند. شاه عباس به آنان نام شاهسون داد و از این مقطع ایل شاهسون با ورود طوایف آناتولیلایی گسترش می‌یابد. یون سور پاشا ابتدا دارای مذهب سنی بود ولی بعدها تغییر مذهب داده و به مذهب شیعه گرایید. پس از مرگ یون سور پاشا، شش فرزندش سرزمینی را که او تحت اختیار داشت بین خود تقسیم کردند. احتمالا یون سور پاشا را می‌توان پیشگام و از سردودمان‌های اصلی ایل شاهسون امروزی دانست. از این تاریخ طرفداران شاه عباس به عنوان شاهسون درمی آیند و بعدها به شعبات دیگری به شرح زیر تقسیم می‌شوند:

الف) شاهسون‌های آذربایجان

۱-شاهسون‌های اردبیل (از مراتع ییلاقی بلندی‌های ارسباران استفاده می‌کنند)

۲-شاهسون‌های مشکین‌شهر (از مراتع ییلاقی بلندی‌های مشکین‌شهر استفاده می‌کنند)

ب شاهسون‌های خرقان، خمسه، استان مرکزی، قم و تهران

۱-ایل بزرگ شاهسون بغدادی (در زمان نادرشاه از مناطق شمالی عراق به خراسان کوچ داده شدند سپس به شیراز رفتند)

۲-ایل بزرگ شاهسون اینانلو (بخش اعظم آن از شیراز به استان مرکزی، قزوین و بخش‌های شمالی اراک کوچانده شدند)

شاهسون‌ها و سلطان محمد خدابنده

سلطان محمد خدابنده در دوره سلطنت خود برای مقابله با ازبکان و عثمانیها به جلب حمایت قبایل و استفاده از افراد مختلف غیر نظامی که داوطلبانه به خدمت نظام رو می‌کردند، پرداخت و این اقدام او به “شاهسون اولماخ” (دوستدار شاه شدن) معروف شد که بعدها در زمان شاه عباس اول، این نام به مجموع طوایف طرفدار شاه عباس و رقیب قزلباشها که سر به طغیان گذاشته بودند اطلاق شد و از این تاریخ این طوایف، به عنوان ایلی به همین نام (ایل شاهسون) ظاهر شد که این پدیده فقط از لحاظ انتخاب لغت شاهسون و اصطلاح شاهسونی با عمل شاه سلطان محمد خدابنده ارتباط دارد. اما نام گذاری طوایفی از طرفداران شاه تحت عنوان ایل شاهسون در دوره شاه عباس صورت می‌گیرد.

فروپاشی امپراطوری صفویه و اوضاع نابسامان شاهسون‌ها

سرنگونی امپراطوری و دودمان صفویه که پادشاهان آن ۲۲۸ سال بر ایران حکومت کردند در زمان شاه سلطان حسین (۱۰۷۲ – ۱۱۰۱ خورشیدی) به یکباره به وقوع پیوست. از آن پس عثمانیهای سنی مذهب به نحوی تهدید آمیز به سوی منطقه مغان-اردبیل پیشروی نمودند. با پیشروی روسها تا سواحل جنوب دریای خزر مسئله مسیحیت نیز به صورت یک عامل توازن مطرح گردید. در این دوران شاهسون‌ها به چهار گروه تقسیم شدند. گروه اول که اکثریت را شامل می‌شدند با کمی تزلزل به سپاهیان نادر شاه افشار پیوستند و گروه‌های اقلیت که به گروه‌های حامی شاه تهماسب دوم، روس‌ها و عثمانی‌ها پیوستند. که برخی از این گروه‌ها بعد از تسلط نادر شاه به وی گرویدند.

در این دوران موضوع برای شاهسون‌ها روشن بود. بدین معنا که دشمن اصلی و دیرینه عثمانی‌ها بودند. از آنجا که شاه صفی با روس‌ها وارد اتحاد شده بود، روسای شاهسون نیز می‌بایستی هم به عنوان وظیفه و هم برای صیانت از مراتع ایل و زمین‌های کشاورزی جانب آنان را می‌گرفتند.

علی الظاهر طوایف شاهسون، شقاقی و مغانی در برابر عثمانی‌ها به شدت مقاومت نشان دادند. آنان مدتی نیز در کنار چریکهای ارمنی با عثمانی‌ها جنگیدند. اما نهایتا همه راه‌ها به رویشان بسته شد. شاهسون‌ها و مغانی‌ها مراتعشان را در مغان غربی ترک گفته و برای پناه جستن در نزد روس‌ها به سالیان کوچ نمودند.

شقاقی‌ها (شاهسون‌های کرد تبار بودند) که زیستگاهشان در مشکین بوسیله عثمانی‌ها ویران شده بود، ناگزیر تسلیم شدند. شاهسون‌های اینانلو و افشار نیز به زودی تسلیم عثمانی‌ها شدند. کوتاه زمانی پس از این آشوب‌ها، نادرشاه افشار مغان و اردبیل را به نام صفویان، از اشغال خارج ساخت.

این نکته را باید به خاطر سپرد که تا پیش از عصر مدرن، زمامداران ایرانی در همه سطوح همچون دیگر دولت‌های خاورمیانه، تنها به مناطقی توجه نشان می‌دادند که بتوانند از جمعیت، نیروی نظامی و منابع آن بهره کشی نمایند. این مسئله اصلی ترین دلیل سیاست کوچ اجباری از سوی نادر شاه و سیاست زمین سوخته از جانب شاه عباس اول بود.


  1. بدری می‌گه:

    سلام فیلم شبیه خوانی درقالب دو عدد dvd اماده توزیع می باشد متقاضیان محترم به اقای جابر الفت مراجعه نمایند اما گلایه ای هم ازصاحبان حرفه فیلمبرداری دارم که باما همکاری نکردند وبدلیل فیلمبرداری توسط افراد غیر ماهر کیفیت مناسبی ندارد در عین حال اززحمات انها قدردانی می شود

  2. صادق عباســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی می‌گه:

    منبع حرفاتون کجاست.
    ایا کتابی در این مورد هست؟ به چه نامی؟

    • admin می‌گه:

      با سلام خدمت جناب عباسی
      بله. ما این مطالب رو به طور غیر مستقیم از منابع زیر نوشتیم:
      ۱- کتاب “تاریخ سیاسی اجتماعی شاهسون‌های مغان” نوشته ی ریچارد تاپر، ترجمه ی آقای حسن اسدی، انتشارات اختران در سال ۱۳۸۴
      ۲- کتاب “بررسی ساختار اجتماعی- اقتصادی ایل شاهسون”، نوشته ی دکتر پروانه عزیزی، نشر قومس سال ۱۳۸۷
      و چند تا مقاله و کتاب دیگر.

      اگر به اینگونه بحث ها علاقه دارید پیشنهاد می کنم حتما کتاب “بستان السیاحه” نوشته ی حاج زین العابدین شیروانی را که نشر ابن سینا چاپ کرده مطالعه فرمایید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *