آخرین اخبار : 

معرفی دشت مغان

دَشت مُغان نام جلگه‌ای است در شمالی‌ترین قسمت استان اردبیل در شمال باختری ایران. مغان جلگه‌ای است در ساحل جنوبی رود ارس و غرب دریای خزر که قسمت عمده آن در جمهوری آدربایجان و بخشی نیز شمالی‌ترین قسمت استان اردبیل در شمال غربی ایران را تشکیل داده‌است.

جغرافی

مغان در شمال شرقی ترین نقطه آذربایجان قرار گرفته است ومساحت آن حدود حدود ۵۲۲۷ کیلومتر مربع می باشد که حدود ۳۰ درصد استان اردبیل و ۵ درصد کل مساحت آذربایجان و حدود ۱.۵ درصد از خاک ایران را شامل می شود. این منطقه از طرف شمال و شرق به جمهوری آذربایجان و از جنوب به شهرستان مشکین شهر و از غرب به منطقه ارسباران محدود می گردد .

مغان در مقایسه با کشورهای کوچک جهان حدود ۲۷۵۱ بابر موناکو و۲۴۴ برابر نائورو -۸۵ برابر سان مارینو -۳۲ برابر لیختن اشتاین -۵/۱۶ برابر مالت برابر بحرین – ۵ برابر گرنادا – ۳ برابر کشور کومورو۲ برابر  لوکزامبورگ مساحت دارد .

مغان تا سال ۱۳۵۵ یکی از توابع مشکین شهر محسوب می شد و در این سال از شهرستان مشکین شهر جدا گردید و بعنوان یک شهرستان مستقل در چارچوب تقسیمات کشوری به شمار آمد و شهر گرمی به مرکزیت آن تعیین شد و شهرستان مغان دارای سه بخش مغان غربی ( به مرکزیت پارس آباد ) مغان شرقی ( به مرکزیت بیله سوار) و گرمی ( به مرکزیت گرمی ) گردید. در شهریور ۱۳۷۰ نیز بدنبال تصویب مجلس شورای اسلامی بخشهای مغان غربی و مغان شرقی با تغییر نام به پارس آباد و بیله سوار بصورت دو شهرستان مستقل در آمده و مغان عملا به سه شهرستان مستقل ( گرمی، بیله سوار و پارس آباد ) تقسیم شد .

دشت مغان در قسمت شمالی این منطقه به دشت همیشه بهار ایران معروف است این دشت یکی از قطبهای مهم کشاورزی ودامپروری ایران است  . سراسر دشت مغان به علت حاصلخیزی خاک دمای مساعد وموقعیت خاص منطقه ای زیر کشت اقسام غلات حبوبات وعلوفه قرار می گیرد بی مناسبت نیست که مغان را انبار غله آذربایجان می گویند .

پارس آباد شمالی ترین نقطه دشت وشهرمرکزی آن بوسیله یک جاده آسفالته به اردبیل (۲۲۸ کیلومتر ) اصلاندوز(۵۰کیلومتر ) خدافرین (۱۲۰کیلومتر ) مشکین شهر (۲۰۰ کیلومتر ) وتبریز (۴۰۰ کیلومتر ) وصل می شود فاصله آن از راه اردبیل تا آستارا ۳۱۰ کیلومتر واز  همین راه تا تهران حدود ۸۱۵ کیلومتر است .

دشت مغان یکی از مهمترین مناطق زیست محیطی کشور است از لحاظ زمستان گذرانی گونه های نادر پرندگان کوچنده به شمار می آید.

زیستگاه آدمیان نخستین :

کاوشهایی که بوسیله باستان شناسان در اراضی آذربایجان به عمل آمده نشان می دهد که در این سرزمین از دوره پارینه سنگی نشانه ای از زندگی انسان بجا مانده است در دوران باستان گروههای انسانی در دشت پهنه ها وکناره های رودها پراکنده بودند وموطن وپناهگاه ثابت نداشتند دردوران دیرینه سنگی انسانها هنوز با تولید محصولات کشاورزی آشنایی نداشتند از این رو یا به شکار حیوانات دست می زدند ویا ماهیگیری می کردند ویا از ریشه گیاهان تغذیه می کردند وبا تغییر شرایط طبیعی در محیط زیست ورسیدن سرما انسانها به غارها پناه می بردند انسانهای نخستین ابزار کار اولیه خود را از سنگ می ساختند  این ابزار در آغاز منحصر به زوبین های سنگی وبعد ها عبارت از چکش سنگی تبر ابزار تیز وغیره بوده  انسانها از هر نوع  ابزاری به منظور خاصی بهره ور می شدند .

کشف آتش اهمیت بسزایی در زندگی انسان داشت چرا که سرچشمه روشنایی وگرما بود در آغاز انسانهای نخستین آتش را ازدهانه  کوههای آتشفشان از گازهای شعله ور ویا از حاصل رعد وبرق شدید به دست می آوردند بعدها خود توانستند آتش درست کنند انسانهای اولیه نمی توانستند  

به ماهیت حوادث طبیعی پی ببرند به تقدس آتش روی آوردند وآن را ستایش کردند پرستش آتش از دوران باستان در فرهنگ وزندگی مردم آذربایجان تاثیر گذاشت بی جهت نیست که نشانه های تقدس آتش هنوز در بسیاری  از افسانه ها وقصه های آذربایجانی بجا مانده است به عقیده برخی از پژوهشگران واژه آذربایجان با آتش پرستی مردم این سرزمین بی ارتباط نیست زمان درازی در تاریخ آذربایجان به(( دیار آتش)) معروف بوده است در روند تلاش انسانها موانست وپیوستگی ضرورت پیدا کرد واز این طریق گفتار خلق شد گفتار نشانه جدائی بزرگ انسان از حیوان بود .

وجه تسمیه :

وجه تسمیه مغان به عقیده محققین بدان  جهت است که سالی یکبار پیشوایان آئین زرتشت در آنجا گرد می آمدند به تعبیر جامعه امروزی در باب مسائل دینی سیمنارهای ترتیب می دادند وچون معمولا سمینارهای دینی در جوار مقدس ترین امکنه هر مذهب تشکیل می شود ترتیب اجتماعات مذهبی موبدان زرتشتی در این سامان می تواند دلیل آن باشد که این منطقه از نقاط بسیار مقدس دین باستان به شمار می آمد ابوریحان بیرونی که در قرن چهارم هجری قمری یعنی نزدیک تر ازما به زمان زرتشت زندگی می کرد در آثار(( الباقی عن القرون الخیاله)) زادگاه زرتشت را دشت مغان ذکر نموده است.

  در خرابات مغان نورخدا می بینم     این عجب بین که چه نوری زکجا می بینم

در بعضی از کتب تاریخی وسفرنامه ها از نام مغان یاد شده است واکثر آن را منطقه ای حاصلخیز وسر سبز که دارای احشام فراوانی است ذکر کرده اند از جمله در کتاب تاریخ آذربایجان می نویسند ((  مغان یا موقان نام دشت باتلاقی است که از دامنه کوه سبلان تا کناره خاوری دریای خزر کشیده شده است ودر جنوب مصب رود ارس وشمال کوههای طالش قرار دارد)).این ایالت در دوره اسلامی گاهی جزو آذربایجان شمرده می شده ولی غالبا ناحیه ای جداگانه ومستقل را تشکیل می داد یاقوت حموی این ناحیه را جزو آذربایجان شمرده می نویسد: (( در آن دیه ها وچراگاههای بسیار است اکنون ترکمانان آن اراضی را برای چرا اشغال کرده واکثر اهل آن ناحیه را تشکیل می دهند کرسی موغان در قرن چهارم شهری بود به همان نام که اکنون تعیین محل آن دشوار است)) .

از گفته او استنباط می شود که  محتمل است آن شهر همان باجروان باشد که حمداله مستوفی آن  را کرسی آن ناحیه شمرده است ودر زمان او خراب بوده است وی موضع آن را در چهارفرسخی شمال برزند که هنوز نام آن در نقشه دیده می شود معین کرده است .
آثار تاریخی مغان :

دشت مغان یک معبر ودهلیز باز وسیع وتنها راه  وصول به فلات آذربایجان در آخربن حد شمالی آذربایجان است که ارتفاعات اردبیل مشکین وارسباران مانند دیوراه ای در جلوی آن قرار گرفته گردنه های صعب العبور وپرپیچ وخم حیران دوجاقلار ارشق وخروسلو موانع ارزنده ای در برابر نفوذ و ورود هر مهاجمی به داخل  فلات می باشد .

در دشت مغان هیچ اثری از شهرهایی که در کتب تاریخ مسطور است دیده نمی شود مانند باجروان پیلسوارهمشهره محمودآباد وغیره .

ولی باید در نظرگرفت که تمام اتلال وتپه های بزرگ وکوچک موجود باقیمانده آبادی هایی است که دستخوش حوادث وناامنی ها  شده وبا خاک یکسان گردیده وگاهی نیز مدفون شده اند بنابراین دشت مغان صفحه ای مکتوم از تاریخ ایران بوده وگره گشای وقایع مبهم ووسیله ارتباط بین وقایع معلوم خواهد بود .

 تپه نادری ( نادرشاه ) :

تپه عظیم نادر در جنوب غربی شهرک اصلاندوز در ملتقای رودخانه ارس و دره رود قرار دارد بلندی این تپه ۳۰ متر و محیط اطراف آن حدود ۱۵۰۰ متر وطول آن ۱۲۰ متر وعرض آن حدود ۱۰۰ متر است ظاهرا این محل در سده های متمادی واحد مسکونی بزرگی را تشکیل میداده از هزاره اول پیش از میلادتا اواخر سده یازدهم هجری قمری مسکون بوده شاید قدمت آن تاهزاره سوم وچهارم قبل از میلاد نیز برسد از اشیای مکشوفه در آن می توان از سفال خشت پخته دوران پارتی سفالهای منقوش دوره اسلامی تعداد زیادی سنگ انسبیدین به حالت تیغه و سنگ خام را نام برد تپه نادری از منظر تاریخی قابل توجه است در این مکان بود که نادرشاه جهت خلع شاه طهماسب دوم صفوی انجمن بزرگی تشکیل داد وسران کشور وبزرگان را به دشت مغان فرا خواند که منجر به خلع طهاسب میرزا ورسیدن وی به تخت سلطنت شد.

 قلعه اولتان :

در ۵۰۰ متری روستای اولتان ، کنار رودخانه ارس قرار دارد و در زمین صافی  به ابعاد ۸۰۰*۴۰۰ متر بنا گردیده است. دور تا دور این قلعه را دیوار بزرگ خشتی به قطر ۹۲/۵ متر احاطه کرده و آثار خندق بزرگی به عرض ۳۰ متر که سه سمت آن را فرا گرفته ، دیده می شود . جبهه شمالی آن رود ارس ،و روستای اولتان در قسمت جنوبی این قلعه است وضع ظاهری ساختمان مانند قلاع نظامی است ، از روی برشی که قبلابوسیله بولدوزر در دیوار شرقی قلعه ایجاد شده توانسته اند قطر دیوار و اندازه خشت های بکار رفته (۱۰*۴۱*۴۱ تا ۱۰*۴۴*۴۴) سانتیمتر را مشخص کنند بانیان نخستین قلعه اشکانیان بوده اند به واسطه استحکام و موقعیت مناسبی که داشته  تا قرن دوازدهم هجری از آن استفاده شده است . سفالهای متنوعی که بدست آمده موید این نظر است . سفالهای بی نظیر و متنوع دوره های مختلف اسلامی قلعه اولتان در خور توجه و شایان اهمیت است . درون  محوطه قلعه نیز تپه هایی وجود داردکه واحد های کوچک ساختمانی بوده و ساختمانه های عمده و اصلی در ضلع شرقی قرار داشته ، که به علت تغییر مسیر رودخانه ارس قسمتی از آن شسته شده و از بین رفته و با وجود این قسمت اعظم آن هنوز در زیر خاک مدفون است .

گورستانهای قدیمی :

در پهنه دشت مغان همه جا ، گورستانهای وسیع و اغلب منسوب به هزاره اول ق . م وجود دارد که بیشتر آن ها در معرض تجاوز و حفاری قاچاق قرار گرفته و می گیرد .

در نزدیکی اصلاندوز گورستان های قوش اوتران ، قلی بیگلو ، اخجی ، گدانلو و کرار واقع ، که مربوط به هزاره اول پیش از میلاد است .

گورستانهای باستانی در دامنه کوهها و رودخانه ها که آفتابگیر و رو به مشرق و طلوع آفتاب است انتخاب شده زیرا آفتاب و آب در مذهب میترائیسم  جنبه تقدس دارد ، گورستانهای مربوط به هزاره پیش از میلاد قلی بیگلو و قوش اوتران و سایر گورستانهای مکشوفه و گورستانهای عهد ساسانی ( اخجی ) بدون استثنا دارای چنین مشخصاتی هستند . طرز تدفین بواسطه آهکی بودن خاک که باعث از بین رفتن و پوسیدگی استخوان می شود ، به طور کلی معلوم نشد اما قلعه استخوانهای کوچک کاسه سر و قلم پا نشان می دهد که جهت مردگان شرقی ، غربی و سر و صورت روبروی آفتاب قرار داشته است .

قیز قلعه سی :

ثبت تاریخی این قلعه سال ۶۲۹ است . در کنار رودخانه برزند در ۱۷ کیلومتری شمال گرمی دژ مستحکم و یزرگی جلب توجه می کند که به قیز قلعه سی مشهور می باشد و خود شهرستان بیله سوار به شمار می رود و یکی از قلاع متعددی است که بانام قلعه دختر در سرتاسر ایران شناخته شده است . مصالح این قلعه از قلوه سنگ و ملات ساروج است و در حال حاضر از آن ، در دیوار ناقص و دو برج باقی مانده است . سبک و نام بنا ، قدمت آن را به دوران اشکانی و ساسانی منسوب می شود .

بارزترین فصل جغرافیایی انسانی مغان پدیده عشایر و کوچ منظم فصلی دسته های مختلف آنها در رابطه با محیط مسکونی و طبیعت منطقه است و این شیوه زندگی در بیشتر نقاط ایران نیز وجود دارد . اگر چه بدین شیوه زندگی در مغان در منابع و کتب مختلف اشاراتی رفته است ولی از هماهنگی آنها با طبیعت و جابجایی و نوع معیشت آنها طبق قوانین اقلیمی کمتر سخن به میان آمده است .

آنچه درباره عشایر مغان گفتنی است این است که این قشر مردمانی پاک سرشت ، مهمان نواز ، صمیمی ، معصوم ، سختکوش و استوار هستند که با پوستی خشکیده و سوخته در دامنه کوهها و ضخره ها و پهنه دشتها به دنبال گوسفندان خود ، برای بقا ، با طبیعت خشن در ستیز و نبردند . انسانهای کوچ نشینی که پس از سپری شدن قرنها تبدیل به مردمانی خود کفا با فرهنگی اصیل و غنی شده اند و تا  به امروز نیز توانسته اند با وجود همه مشکلات و کاستیها و بی توجهی ها ، همچون کوه استوار مانده و خود را حفظ نمایند اما این سوال پیش می آید که آیا عشایر منطقه باز هم می توانند به زندگی چوپانی و بدوی خود خود آن هم در عصری که جهان با سرعتی فوق العاده به پیش می رود و به تکامل علوم می انجامد ادامه دهند ؟

روشن است که دوام زندگی کوچ نشینان در دشت مغان و سیلان صرف علاقه به کوچ نشینی نیست بلکه آنان نگران آینده مبهم خود پس از اسکان هستند ، چه بسا فرزندان این نسل نیز رغبت چندانی برای ادامه زندگی

کوچ نشینی و عشایری  از خود نشان نمی دهند ، پس برای میل به اهداف و مقصود باید آنان را دریافت

چهره زمین و ناهمواری‌ها :

بطور کلی چهره طبیعی منطقه را می‌توان به سه قسمت کوهستانی – کوهپایه‌ای و جلگه‌ای تقسیم نمود:

نواحی کوهستانی:

ارتفاعات جنوب، جنوب غرب و غرب منطقه راشامل می‌گردد که با شیب بیش از۱۰درصد از ارتفاع حداقل ۱۰۰متر به سمت جنوب و غرب برمیزان ارتفاع افزوده شده وتا حدود۷۰۰متر می‌رسد. دهستان قشلاق غربی، قسمتهای از بخش اصلاندوز، بخش مرکزی و دهستان قشلاق شمالی در این نواحی قراردارند.

نواحی کوهپایه‌ای:

بطور کلی زمین‌های کمتراز۱۰۰مترارتفاع متصل به کوهستان تا نزدیک جلگه را می‌توان جزو این ناحیه به حساب آورد. شیب زمین در این نواحی حدود ۱ تا ۱۰ درصد می‌باشد، کلاً اراضی مساعد برای فعالیتهای کشاورزی ودامپروری و سکونت انسانی محسوب می‌گردد.

نواحی جلگه‌ای:

درشمال منطقه با شیب بسیار ملایم، کمتراز۵ درصدتاسواحل رودارس گسترش دارد و به دلیل وجود خاک‌های آبرفتی دانه ریز و رسوبی و حاصلخیز تماماً زمینهای عمده کشاورزی را تشکیل داده و از تراکم زیاد جمعیت برخوردار می‌باشد.این نواحی تا ارتفاع حداقل ۳۰متر از سطح دریا در منتهی الیه شمال شرق منطقه در دهستان ساوالان تداوم می‌یابد.

————————————————


  1. رمضان روحی می‌گه:

    سلام
    خوشحال شدم دست مریزاد
    اگر ممکنه در ایمیل خودتان را دمعرفی فرمایید
    با تشکر فراوان رمضان روحی فرزند گوگ تپه

  2. فرناز می‌گه:

    گوگ تپه توی بیله سوار است ؟؟؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *